اسكندر بيگ تركمان
1030
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
فيما بين جنك درپيوست قزاقخان گرفتار شده و شاه بنده خان با چند نفر از غازيان تركمان به قدر قدرت و توان تلاش نموده بدرجه علياء شهادت رسيدند . در هنگام زد و خورد عساكر منصوره را از صعوبت راه بازگشتن و بمدد رسيدن ميسر نبود و معهذا بيفايده بود بسلامت عبور نموده به منزل رسيدند و غازيان قزاق خان را زنده بردند طهمورث و موراو و سهراب بيك كه در درگاه معلى با او طريقهء نمكخوارگى داشتند در مقام كشتن او نيامده به چشم نگاه ميداشتند بعد از چند گاه فرصتى جسته يك دو نفر از محافظان خود را تطميع نموده بمعاونت ايشان خلاصى يافته بميانهء گروه قزلباش آمد و اكنون بدستور بيگلربيگى شيروان است و چون مذكور بعرض اشرف رسيد از وفور مرحمت و اشفاقى كه دربارهء عموم بازماندگان جان - سپاران اخلاص شعار مبذول ميدارند در ازاء اين جانفشانى پسر شاه بنده خان را كه كودكى بود سه ساله بجاى پدر برتبه بلند خانى و امير الامرائى آذربايجان معزز و سربلند گردانيدند و از اقوام او وكيل و نايب جهت نظام و نسق آن سركار تعيين نموده مخدرات آن سلسله از مژده اين مرحمت فرحناك گشته ماتم ايشان بسور و سرور مبدل گشت اميدوارى ملازمان درگاه بمراحم و الطاف پادشاه گردون بارگاه ازدياد پذيرفت مجددا حقگزارى و حقيقت ورزى آن حضرت در آفاق انتشار گرفت و همگنان به زبان حال اين مقال ميسرودند كه : گر بدينسان غم بيمار بخواهد خوردن * خوش طبيبى است بيا همه بيمار شويم در ازمنهء ماضيه كمتر واقع شده كه سلاطين كامكار و پادشاهان عدالت شعار در احقاق حقوق جانسپاران بدين مرتبه توجه مبذول داشته باشند كه از مصلحت وقت گذشته طفل سه ساله را برتبهء بلند ايالت و امير الامرائى رسانيده خلعت امتياز و افتخار بخشند اميد كه آنحضرت بر حسب نيت كامرواى عمر و دولت بوده يوما فيوما از درگاه واهب العطايا بعطاياء ارجمند سربلند گردند . گفتار در وقايع متنوعه و قضايائى كه در اين سال قبل از توجه رايات جاه و جلال بجانب بغداد از تقديرات ايزدى روى داد چون از موراو مذكور اعمالى كه ذكر شد ظهور يافت اخبار موحش و ارجوفه بسيار در سرحدها شهرت يافته به اطراف و اكناف رسيد از هر طرف فتنهها ظاهر شدن گرفت كم فرصتان بيخرد ظهور اين مقدمات را حمل بر ضعف دولت نموده معاندان فرصت جوى فرصت تصور نمودند جمعى كه خود را از اهل وفاق ميشمردند نفاق بظهور آوردند . ايازه پاشا كه دم از اخلاص و يكجهتى ميزد معاهده و پيمان بر طاق نسيان نهاد كسان معتمد نزد حافظ احمد پاشا بديار بكر فرستاده اظهار انقياد كرده نوروز بيك قورچى استاجلو را كه از جانب اعلى نزد او رفته بود گرفته محبوس كرد و از حيل و تذويرى كه داشت شهرت قتل او داده چند كس از رفقا و مردم او را مقتول ساخته سرهاى ايشان را نزد سردار فرستاد . مرتضى پاشا نامى از امراء روميه كه از جانب او در قراجه اردهان حوالى آخسقه مىبود